محمد معصوم البكري ( نامى )
72
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
سند را از آب شور تا موضع كاجريلى و كندهى كه سر حد موضع ماتيله و اوباره است بحوزهء تصرف كشيد . و چون زمان حكومت او به هشت و نيم سال « 1 » رسيد ، جام سنجر را كه دران اوان از مخصوصان او بود هواى سلطنت در سر افتاد . خاصان و نديمان او را با خود متفق ساخته در وقتى كه او در خلوت شراب مىخورد زهر در شيشه ( f . 50 a ) كرده بدست نديمى داد . چون جرعه ازان در كشيد ، بعد از سه روز در گذشت . ذكر جام سنجر جوان خوش صورت بود ، چنان كه جمعى كثير شيفتهء روى او بودند . بى آنكه ازو علوفه داشته باشند « 2 » همواره اوقات را صرف ملازمت او مىنمودند . آوردهاند كه جام سنجر پيش از انكه بمسند حكومت نشيند ، درويشى صاحب كمال را به او توجهى « 3 » خاص بوده . شبى سنجر به ملازمت آن عزيز رسيده . بعد از ملايمت « 4 » نمودن بدرويش عرض كرد كه من مىخواهم كه پادشاه تهته شوم اگر همگى هشت روز باشد . درويش فرمود كه تو پادشاه خواهى شد و هشت سال كامروائى « 5 » خواهى كرد . و چون جام رايدنه سفر آخرت گزيد ، اعيان ملك اتفاق نموده جام سنجر را بر تخت سلطنت اجلاس داده زمام رتق و فتق حكومت به قبضهء « 6 » اقتدار او گذاشتند . و چون او بدعاى درويش بر سرير سلطنت صعود نمود ، بى آنكه مباشر جنگ و جدال شود از اطراف و جوانب مردم اطاعت او قبول نموده بلوازم فرمانبردارى پرداختند . و مملكت سند را در زمان دولت او رواجى و رونقى پديد آمد كه در هيچ زمان سابق ( f . 50 b ) آن مقدار نبود . سپاهى
--> ( 1 ) ح ف : هشت سال و نيم ( 2 ) ف : داشتند ( 3 ) م : جهتى ( 4 ) ف م : ملازمت ( 5 ) م : كامرانى ( 6 ) م : يد